على اصغر حلبى

282

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

شذرات الذهب ( 5 / 40 - 339 ) از اغاثه اللهفان من مكايد الشيطان ابن قيم جوزيّه نقل مىكند كه : « . . . و لمّا انتهت النّوبة الى نصير الشرك و الكفر و الالحاد وزير الملاحدة النّصير الطوسىّ وزير هلاكو ، شفى نفسه عن اتّباع الرسول و اهل دينه فعرضهم على السيف حتّى شفى اخوانه من الملاحدة و اشتفى هو . فقتل الخليفة و القضاة و الفقهاء و المحدّثين و استبقى الفلاسفة . . . جعل اشارات امام الملحدين ابن سينا مكان القرآن . . . فقال هى قرآن الخواصّ و ذلك قرآن العوامّ . . . فكان ساحرا يعبد الاصنام ! » « چون نوبت به ياور شرك و كفر ، و وزير ملحد ملاحده ( اسماعيليّه ) نصير طوسى رسيد كه اكنون وزارت هولاكو يافته بود ، خويش را از پيروى رسول اكرم و پيروان دين او كنار كشيد و آنان را عرضهء تيغ گردانيد تا از ملحدان اسماعيلى خلاص گشت . و همو بود كه خليفه و قضاة و محدّثان را به قتل رسانيد و فيلسوفان را زنده گذاشت كه برادران او بودند ، و منجّمان و طبيعت‌شناسان و جادوان را گرامى داشت و اوقاف و مدارس و مساجد را بست و رواتب آنها را فسخ كرد و مخصوص خود و يارانش ساخت . در كتاب‌هاى خود قدم عالم را اثبات كرد ، معاد را باطل شمرد ، و صفات پروردگار را از علم و قدرت و سمع و بصر و حيات و جز آنها انكار كرد . . . و خواست تا اشارات امام ملحدان ابن سينا را جاى قرآن قرار دهد ! . . . و گفت : اين قرآن خواصّ است و آن قرآن عوامّ است . و همو خواست تا نماز را تغيير دهد ، و به دو نماز برگرداند ، و ليكن نتوانست و سرانجام سحر آموخت و ساحر گشت و بتان را عبادت مىكرد » . سبكى گويد « به هولاكو گفتند : اگر خون اين خليفه ريخته شود ، جهان به شيون و زارى برخيزند و سبب خرابى ديار تو شود ، چه پسر عموى رسول اكرم و خليفهء خدا در زمين است . پس شيطان مبين نصير الدين طوسى حكيم برخاست و گفت : او را به نحوى مىتوان كشت كه خونش بر زمين ريخته نشود ، و اين نصير الدّين سخت‌ترين مردم بر مسلمانان بود . پس به اشارت او خليفه را در نمد پيچيدند ، و لگدمالش كردند تا جان داد ! » « 1 » * * * امّا شيعه همچنانكه گفتيم او را بسيار ستوده‌اند . مثلا علّامهء حلّى ( وفات ، 727 ه . ق . ) شاگرد نامدار او كه با وى محشور هم بوده دربارهء او مىگويد « و كان اشرف من شاهدناه

--> ( 1 ) . طبقات ، 6 / 196 ، محمّد الحلو .